سيد جعفر سجادى
1550
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
و آنان كه ميگويند : ما شرعا متعبديم بقياس ، ميگويند كه : خداى تعالى گفته است : فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ ، و « اعتبار » قياس است و ما مامور به آن . جواب آنست كه مسلم نيست كه « اعتبار » قياس است ، بلكه مستفاد از « اعتبار » تدبر و تفكر و اتعاظ است ، نه حكم بقياس . و دليل برين آنست كه كسى را كه استعمال قياس كند ، وى را « معتبر » نخوانند ، چنان كه تفكركننده را قايس نگويند . ديگر گويند : صحابه در مسائل بسيار با يكديگر نزاع كردند ، چون نصى نيافتند در آن مسائل بقياس و اجتهاد گفتند ، و آنان كه بقياس نگفتند بريشان انكار نكردند ، و اين دليل است بر آن كه ايشان اجماع كردند بر قياس . جواب آنست كه نزاع ايشان دلالت نكند بر آن كه نصى نيافتند ، زيرا كه بسيار باشد كه با يكديگر نزاع كنند در مسألهاى و بر آن مسأله نصى باشد ، چنان كه در مسح پاى و شستن ، با وجود نص خلاف كردند . و انكار ناكردن بعضى ، دليل رضا و اتفاق نباشد ، تا لازم آيد كه اجماع باشد بر قياس ، با آنكه انكار كردند . از امير المؤمنين على ع روايت كردهاند كه او گفت : « اگر دين بقياس گرفتندى ، اندرون موزه بمسح اولاتر بودى از بيرون . و گفت : « اياكم و القياس فى الاحكام » ، يعنى : بر شما باد كه حذر كنيد از قياس كردن در حكم . و از ابو بكر روايت كردهاند كه او گفت : « اى سماء تظلنى و اى ارض تقلنى اذا قلت فى كتاب الله برأيي » يعنى : كدام آسمان بر من سايه افكند ، و كدام زمين مرا در بر دارد ، چون در كتاب خداى رأى خويش گويم . و از عمر خطاب روايت كردهاند : « اياكم و اصحاب الرأى ، فانهم اعداء السنن » ، يعنى : از اصحاب راى حذر كنيد كه ايشان دشمنان سنتاند . و غير ايشان از صحابه كه ذكر انكار ايشان اطنابى دارد . گفتند : چون رسول ص معاذ را بيمن فرستاد ، وى را گفت : بچه چيز حكم كنى ؟ گفت : به كتاب الله . گفت اگر نيابى ؟ گفت : بسنت رسول الله . گفت : اگر نيابى ؟ گفت : « اجتهدت برأيى » اجتهاد كنم . رسول ص فرمودند : « الحمد لله الذى وفق رسوله » ، و اين نصى صريح است به صحت اجتهاد . جواب آنست كه اين از اخبار آحاد است ، موجب ظن باشد ، به ظن اثبات اصول نتوان كرد ، و قياس از اصول است نزد شما ديگر آنكه اسناد اين خبر منقطع است ، و هر كه روايت مىكند ، اضافتش با جمعى از اصحاب معاذ مىكند . و چون نقلكننده معلوم نباشد عمل بر وى روا نباشد ، از آنكه ممكن باشد كه فاسق باشد . ديگر آنكه اين خبر معارض است به آنكه روايت كردهاند كه چون پيغمبر ص معاذ را گفت : اگر در كتاب و سنت نيابى ؟ گفت : من پيش تو نويسم ، و تو پيش من نويسى . و رسول ص فرمود : « الحمد لله الذى وفق رسول رسوله » . و هر چه درين باب ميآرند از اخبار معارض است به آنچه روايت كردهاند از